مالايالام‌1 نوشته مي‌شود. مثلاً فال‌نامه‌ٴ ناپل (پالپوشتاكام‌) يكي از اين نمونه‌هاست‌.2

18. قبطي‌

زبان قبطي صورت تازه‌اي از زبان قديم مصري است و اين نام خودش به معني ((مصري‌)) است و اعراب واژه‌ٴ قبطي را از Aiguptos يا Aiguptios گرفته‌اند. ژان ژاك شامپوليون به‌خاطر آگاهي از زبان قبطي در خواندن هيروگليف مصري توفيق يافت‌، و گرنه نمي‌توانست‌ موفق شود.3 نخستين يادگار زبان قبطي ترجمه‌ٴ كتاب مقدس بود كه پيش از پايان سده‌ٴ دوم انجام گرفت و به هر دو لهجه‌ٴ بُحَيري و صَعيدي بود. اين‌ها دو لهجه‌ٴ اصلي قبطي بودند، كه اولي در مصر سفلا (يعني در مناطق ساحلي و مصب نيل‌) و دومي در صعيد يا مصر عليا به‌كار مي‌رفت‌. لهجه‌ٴ اولي به تدريج برتري يافت و از سده‌ٴ يازدهم زبان آييني همه‌ٴ قبطيان بود.4
تاريخ اين ترجمه‌هاي كتاب مقدس نشان مي‌دهد كه قبطيان خيلي زود به دين مسيح درآمدند. آنان بينش‌هاي مصري را با ماهيت‌ مسيح سازگار كردند و تا به امروز به آيين منوفيزيت وفادارند.5 به‌زودي واژه‌ٴ قبطي علاوه بر مفهوم نژادي يك معناي ديني هم پيدا كرد. اگر يك قبطي مسلمان مي‌شد، ديگر قبطي نبود. به دلايل ديني‌، زبان قبطي خيلي تحت تأثير يوناني قرار گرفته بود. اين زبان با الفبايي نوشته مي‌شود كه داراي 24 حرف يوناني است‌، به‌علاوه‌ٴ 7 حرف الفباي عاميانه‌ٴ مصري‌، حروف صدادار مانند يوناني با هفت‌ حرف مشخص مي‌شود (آلفا، اِپسيلون‌، اتا، يوتا، اميكرون‌، اوپسيلون‌، امگا). علي‌رغم دوره‌هاي فشار و آزار بي‌رحمانه‌، بيشتر قبطيان‌ به دين خود وفادار ماندند. بارها فرمان‌روايان مسلمان مصر آنان را در مشاغل كتابت‌، خزانه‌داري و امور اداري به‌كار گماشتند و آنان به‌ مقامات عالي رسيدند و مورد اعتماد و احترام فراوان واقع شدند.


1. مالايالام از لهجه‌هاي تكامل‌يافته‌ٴ دراويدي و بسيار نزديك به تاميلي است‌. ـ م‌.
2. براي آن نك‌:

L. K. Anantakrishna Ayyar :Anthropology of the Syrian Christians (p. 23, 136-46,  Ernakulam 1926) .

اين كتاب را دكترهوراس پولمن‌، مدير مطالعات هنري كتاب‌خانه‌ٴ كنگره به‌من معرفي كرد (نامه‌ٴ 16 آوريل 1942).
3. توضيح خود او را در نامه‌اش به م‌. داسيه راجع به الفباي هيروگليف ببينيد. چاپ عكس آن در صدمين سال انتشارش به وسيله‌ٴ هنري سوتا (پاريس 1922) از نو منتشر شد.
4. در حال حاضر بخشي از مراسم به زبان عربي اجرا مي‌شود، ولي انجيل را به لهجه‌ٴ بُحَيري مي‌خوانند.
5. در سال 1732 يك كليساي متحد كاتوليك به‌وجود آمد، كه بطريق‌نشين آن در اسكندريه است‌. ولي اين كليسا پيش‌رفتي نكرد.